تبليغاتX
کارگاه ترجمه - حافظ و آربری
گزارشی از جلسات درس مبانی ترجمه بخش فارسی دانشگاه شیراز
آرتور جان آربری مترجم و مستشرق انگلیسی یکی از کسانی است که ترجمه ی نسبتا موفقی از غزلیات حافظ به زبان انگلیسی ارائه دهد. وی در مقدمه‌اي كه بر زبده ديوان حافظ به زبان انگليسي نگاشته با اشاره به سبك مد‌َر‌َسي يكنواختي مضامين و معاني در غزل تا عهد سعدي، سبك و ساختار گسستي‌ ـ پيوستي «incohrens» ‌حافظ را ساختارشكني و انقلابي در عرصه غزل مي‌داند و معتقد است: حافظ برخلاف قدما از وحدت ظاهري و مضموني غزل عبور مي‌كند و به قلمرو چندجانبگي و چندبعدي در غزل مي‌رسد. «تكامل در “لفظ‌”‌ كه حافظ ابداع كرد اين فكر‌ِ كاملا‌ً انقلابي بود كه غزل مي‌تواند به دو يا چند مضمون بپردازد و همچنان وحدتش را حفظ كند... مضامين مي‌توانند كاملا‌ً بي‌ارتباط به يكديگر باشند. حتي آشكارا ناهمخوان ولي پرداخت كلي آنها طوري است كه خارج آهنگيها را به يك هماهنگي نهايي دلپذير بدل مي‌كند... [حافظ رفته‌رفته] ديگر به هيچ وجه لازم نبود يك مضمون را تا سرانجام منطقي‌اش بپروراند. مضامين فرعي و پراكنده را مي‌شد در قالب تركيبي كلي درج كرد، بي‌آنكه به وحدت لازمه صدمه‌اي بخورد.»
آربري معتقد است كه 1ـ‌ روش حافظ در غزل مشتمل بر مضامين و معاني متعدد و متنوع است 2ـ‌ داراي گسستگي در ابيات است 3ـ با وجود گسستگي، در نهايت، شعر حافظ داراي وحدت، يك‌پارچگي و پيوست است 4ـ‌‌ نتيجه اينكه اين سبك و ساختار انقلابي در تاريخ غزل پارسي است.
«آربري» كه در سطور پيشين از وي و حافظ‌شناسيهاي وي سخن گفتيم در همان مقدمه پربار خويش بر زبده غزلهاي حافظ به زبان انگليسي، به وجوه موسيقي‌شناسانه غزل حافظ اشاره مي‌كند. گفتيم كه وي بر عدم انسجام و استقلال معنايي و لفظي شعر حافظ اشاره مي‌كند و معتقد است كه ابيات و مصراع و جمله‌هاي حافظ داراي تنوع، تكثر و تعدد است، اما در نهايت در فحواي اين گسستگي و شاخه‌شاخگي، مخاطب با يك وحدت و پيوند روبه‌روست.
[ = گسست = پيوست: incohrens]
وي پس از بيان اين نكته ظريف بر نكته پر مغز و نغزي تأكيد مي‌ورزد كه مؤلفه‌اي موسيقي‌شناسانه است و آن استفاده از اصطلاح موسيقايي «كنتر‌پوآني» يعني ابداع و انقلاب حافظ در غزل نوعي كشف موسيقي‌شناسانه است. به اين صورت كه وقتي جملات (مصراع و ابيات در غزل) به نوعي با هم بي‌ارتباط و ناهمخوان باشند، ولي در نهايت پرداخت كلي آنها داراي يك نظم واحد / هماهنگي نهايي دلپذير باشد نوعي «كنترپوآني» صورت گرفته است.
«كنترپوآن» اصطلاحي در موسيقي است كه وقتي چند ملودي يا جمله موسيقي غيرمرتبط با يكديگر، بر روي يكديگر قرار بگيرند و نهايتا‌ً در يك افق به اتحاد و توافق برسند، صورت مكتوب يا بالقوه اين ملوديهاي غير مرتبط با يكديگر يا روي هم افتادگي اين جمله و ملوديهاي غير مرتبط را، كنترپوآني مي‌‌گويند.
به عبارتي ممكن است پس از گذر چند جمله / ملودي، اين ملودي و جمله‌ها با هم چندان مناسبت و تقارن نداشته باشد، اما در نهايت اين ملوديها داراي يك هارموني، ضرب‌آهنگ و ريتم خاصي است. چنين خاصيت موسيقايي، به تعبير آربري، خاصيت برجسته شعر و غزل حافظ است.

***

اکنون یک غزل از خواجه ی شیراز به همراه ترجمه ی پرفسور آربری را می آوریم:

 

روز وصل دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

کامم از تلخی غم چون زهر گشت

بانگ نوش شادخواران یاد باد

گرچه یاران فارغند از یاد من

از من ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم درین بند و بلا

کوشش آن حق گزاران یاد باد

گرچه صد رودست در چشمم مدام

زنده رود باغ کاران یاد باد

راز حافظ بعد از این ناگفته ماند

ای دریغا رازداران یاد باد 

 

 

That day of friendship when we met-Recall

Recall those days of fond regret; Recall

:As bitter poison grief my palate sours

The sound:''Be it sweet!'' at feasts of ours; recall

;My friends it may be have forgotten long

But I a thousand times that throng; recall

And now while fettered by misfortune s chain

All those who gratefull sought my gain;Recall

Though thousand rivers from my eyes descend

I Zindarud, where gardners tend;Recall

And crushed by sorrow that finds no relief

Those who brought solace to my grief;Recall

:No more from HAFZ  lips shall secrets pass

Those who once kept them,I, alas!;Recall

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 19:56  توسط کارآموز  |